سینما چطور میتواند وسیله اعتراض یا بیان سلایق فیلمسازان باشد؟

به گزارش خبرنگار مهر، دومین نشست از سلسله جلسات «سینمایی که بود، سینمایی که هست» با محوریت «سیر سینما در عصر انقلاب اسلامی» با حضور امیررضا نوری پرتو و محمدرضا مقدسیان ۵ اسفند در کانون اندیشه جوان برگزار شد. در این نشست به ارتباط بین مدیریت سینما و هنرمندان و چگونگی تأثیر این رابطه بر سیاستهای سینمایی و تولیدات هنری پرداخته شد.
ضرورت تحلیل علمی و اصلاحات ساختاری در سینمای ایران
محمدرضا مقدسیان نویسنده و کارشناس سینمایی، در این نشست با تأکید بر یک نکته کلیدی، گفت: سینما در ایران همچنان با سوالاتی بیپاسخ مواجه است و یکی از مهمترین مسائل، عدم درک درست از ماهیت واقعی سینما و جایگاه آن در جامعه است. ما در ایران درباره سینما زیاد صحبت میکنیم اما بهطور اساسی نمیدانیم که سینما چیست و چه نقشی باید ایفا کند درحالیکه تمام این صحبتها، جشنوارهها، سیاستگذاریها و مدیریتها، به هدفهای مشخصی نمیرسند و بسیاری از مشکلات همچنان حلنشده باقی میمانند.
وی افزود: برای ایجاد یک تغییر بنیادی در سینما، نیازمند یک نگاه جامع و یک استراتژی کلان هستیم که بهطور مشخص به نقش سینما در جامعه و ارتباط آن با سایر بخشهای فرهنگی و اجتماعی پرداخته شود.
این کارشناس سینما تأکید کرد: بدون استراتژی، نمیتوان موفقیت پایدار در هیچ حوزهای را تضمین کرد. ما هیچگاه به این سوال پاسخ ندادهایم که مدیریت سینما باید بر مبنای چه اصولی استوار باشد. باید بین تفکیک مدیریت سینما و مدیریت فرهنگی تفاوت قائل شویم و بدانیم که این ۲ بخش، علیرغم ارتباطی که با یکدیگر دارند، وظایف و اهداف متفاوتی دارند.
وی به روندهای تاریخی سینمای ایران اشاره کرد و گفت: اگر نگاهی به تاریخ سینمای ایران بیندازیم، متوجه خواهیم شد که همیشه سینما در ایران تحت تأثیر قدرتهای مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی قرار داشته است. سینما از ابتدا بهعنوان ابزاری برای انتقال پیامهای اجتماعی و حتی سیاسی بوده و این نقش در دورههای مختلف تاریخ سینمای ایران تغییرات فراوانی داشته است.
چرا جشنوارههای سینمایی تاثیری ندارند؟
مقدسیان همچنین به مدیریت سینما در دوران پس از انقلاب اشاره و بیان کرد: پس از انقلاب اسلامی تغییرات زیادی در ساختار سینمای ایران رخ داده است اما در بسیاری از موارد، این تغییرات بدون درک درست از مدیریت سینما و چگونگی تعامل میان هنرمندان و مدیران انجام شده است. مهمترین چالش، نبود یک نگاه سیستماتیک به سینماست که باعث میشود مشکلات مدیریتی بهطور مؤثر حل نشود.
جشنوارهها و رویدادهای سینمایی زیادی داریم اما بیشتر این جشنوارهها به جای ارائه یک فضای سالم و رقابتی برای هنرمندان، به ابزاری برای بیان سیاستهای اجرایی و دولتی تبدیل شدهاند
این منتقد سینما عنوان کرد: همه کسانی که در عرصه سینما و مدیریت آن فعال بودهاند، یک هدف مشترک داشتهاند؛ توسعه سینما و گسترش آن بهعنوان یک صنعت و یک رسانه تأثیرگذار در جامعه. اما با وجود این هدف، بسیاری از این افراد درک کافی از ساختار و نظام سینمایی نداشته و بهجای تأسیس یک سیستم منسجم، صرفاً در پی حفظ وضع موجود بودهاند.
وی همچنین به مشکلات موجود در ساختار جشنوارهها و فیلمسازی در ایران اشاره کرد و افزود: ما جشنوارهها و رویدادهای سینمایی زیادی داریم اما بیشتر این جشنوارهها به جای ارائه یک فضای سالم و رقابتی برای هنرمندان، به ابزاری برای بیان سیاستهای اجرایی و دولتی تبدیل شدهاند. این وضعیت باعث شده که سینمای ایران در بسیاری از اوقات از مسیر اصلی خود منحرف شود و نتواند آنطور که باید، اثرگذاری لازم را در سطح جهانی داشته باشد.
مقدسیان همچنین از لزوم بررسی جدی فرآیندهای فیلمسازی در ایران صحبت و تصریح کرد: نباید فراموش کنیم که مدیریت سینما صرفاً به معنا و مفهوم در اختیار گرفتن منابع مالی و اجرایی نیست. مدیریت سینما به معنای شناخت روندهای هنری و اجتماعی است و باید همواره در پی ارتقای کیفیت آثار هنری باشد. درصورتی که این فرآیندها بهدرستی انجام نشود، سینما به عنوان یک رسانه تأثیرگذار نمیتواند وظایف خود را بهطور کامل انجام دهد.
سینمای ایران درگیر مشکلات فردی و کوتاه مدت است
وی در بخش دیگری از نشست، به مشکلات مدیریتی در سازمانهای سینمایی اشاره کرد و گفت: ما بهجای ایجاد یک ساختار منظم و سیستماتیک، بیشتر درگیر مشکلات کوتاهمدت و فردی هستیم. این موضوع باعث میشود که هر فردی که بهطور موقت مسئولیتی در سینما بر عهده میگیرد، بهطور غیررسمی از مسئولیتهای خود میگذرد و سینما بدون داشتن یک استراتژی بلندمدت، به فعالیتهای پراکنده ادامه میدهد.
مقدسیان توضیح داد: در نهایت، برای بهبود وضعیت سینمای ایران باید بهطور جدی به ضرورت وجود یک استراتژی کلان در حوزه سینما فکر کنیم. این استراتژی باید بهگونهای باشد که همزمان به رشد هنری سینما و گسترش صنعت آن کمک کند و در عین حال، فضای سیاسی و اجتماعی مناسب برای هنرمندان را نیز فراهم آورد. همچنین باید بر لزوم تقویت ارتباط بین هنرمندان، مدیران و سیاستگذاران تأکید شود تا سینما بهعنوان یک رسانه تأثیرگذار، بتواند نقش خود را به درستی ایفا کند. این مسائل باید توسط دانشگاهیان حل و بررسی شود؛ در غیر این صورت، حرفهای احساسی ما فقط در حد حرف باقی میماند.
وی با تأکید بر ضرورت تحلیل علمی و تخصصی مسائل سینما، به بحث در مورد اصلاحات در سینمای ایران و کارآمدی آن اشاره و تصریح کرد که سینما باید بتواند نقد و تحلیل درستی از وضعیت خود ارائه دهد.
مقدسیان درباره ویژگیهای مدیران سینمایی و سیاستگذاریهای کلان سینما نیز گفت: در مورد سیاستگذاریهای کلان هم بحث کردیم؛ اینکه آیا انجام میشود یا نه و اگر انجام میشود، چرا وضع ما اینگونه است؟ اگر انجام نمیشود، چرا سیاستها اجرا نمیشوند؟ در مورد خصوصیسازی سینما نیز صحبت کردیم؛ آیا باید دولتی باشد یا خصولتی یا اینکه پلتفرمها و سازمان سینمایی به اسم خصوصی راه بیفتند اما خودمان آنها را تأمین مالی کنیم تا نگویند چرا خصوصی نیستند و همه چیز دولتی است. اگر این روندها با دقت انجام نشوند، احتمالاً به تکرار مشکلات گذشته منتهی خواهند شد.
سینما باید وسیله اعتراض و فریاد فیلمسازان باشد
وی در ادامه به ضرورت ایجاد فضایی برای اعتراض و ابراز سلیقه در سینما پرداخت و تاکید کرد: باید شرایطی فراهم شود که جوانان و سینماگران بتوانند فریاد بزنند و اعتراضات خود را مطرح یا سلیقههای خود را بیان کنند؛ مثلاً بگویند من میخواهم یک جور دیگر فیلم بسازم.
این کارشناس سینما به مشکلات مدیریتی سینما اشاره کرد و گفت: در دهه ۶۰، تنوع فیلمها بسیار زیاد بود و هر کسی که تصمیم میگرفت فیلم ببیند، میتوانست در ژانرهای متنوع و با نگاههای مختلف فیلم تماشا کند. در دهه ۷۰ نیز وضعیت مشابهی بود اما با گذشت زمان و خصوصیسازی سینما، خروجیهایی که مشاهده میکنیم، مانند فیلمهای کمدی بیکیفیت، نتیجه عدم فهم دقیق از خصوصیسازی است.
وی با اشاره به لزوم ارزیابی مستمر و بهرهبرداری از دادههای کلان در سیاستگذاری سینما بیان کرد: فکر میکنم خوب است که شما این موضوع را نقد کنید یا تکرار کنید. انقلاب اخیر در دنیا، انقلاب دادههای کلان یا بیگ دیتا است. اکنون ما اینجا نشستهایم و صحبت میکنیم. گوشیهای ما هر کدام به نوعی ابزار مدیریت دادهها و جریانسازی هستند. برای اینکه شناسایی و تشخیص درستی داشته باشیم و به ثمر برسیم، باید استراتژی مشخصی داشته باشیم. ما نمیخواهیم چرخ را دوباره اختراع کنیم؛ سینما در ایران سابقهای طولانی دارد و افرادی قبل از ما در این زمینه کار کردهاند. بنابراین باید از تجربیات آنها بهره ببریم.
هیچکس حق ندارد جلوی کار کردن سینماگر را بگیرد
در بخش دیگری از نشست، امیررضا نوری پرتو مدرس دانشگاه، نویسنده و منتقد سینمایی به مشکلات مدیریتی و بررسی چالشهای موجود در این حوزه پرداخت و توضیح داد: بهرغم تغییرات مدیریتی در سینمای ایران، بسیاری از مدیران سینمایی در طول چهار دهه گذشته، از دل سینمای انقلاب اسلامی برخاستهاند. در برخی موارد، مدیران سینمایی که سابقه کار سینمایی دارند، پس از مدتی به پستهای مختلف مانند نمایندگی مجلس یا مشاغل دولتی دیگر میروند، بدون آنکه تجربه عمیق و شایستهای در زمینه سینما داشته باشند. متاسفانه، اعتماد به نفس بسیاری از این افراد کاذب است. من دیدهام که فردی که قبلاً تهیهکننده بوده، به عنوان معاون سینمایی منصوب میشود و بعد از یک دوره، ممکن است دوباره این سمت را در دولت دیگری به دست آورد! ما نمیدانیم با چه اندیشهای روبهرو هستیم.
سینماگران بخش خصوصی در این سالها تلاش کردهاند بر استقلال سینما تأکید کنند اما در واقعیت سینمای ایران عمدتاً به عنوان یک سینمای حکومتی و دولتی عمل کرده است
وی گفت: سینماگران بخش خصوصی در این سالها تلاش کردهاند بر استقلال سینما تأکید کنند اما در واقعیت سینمای ایران عمدتاً به عنوان یک سینمای حکومتی و دولتی عمل کرده است. برای مثال، در دوران پساکرونا، تنشی بین سینماگران قدیمی که داعیه استقلال دارند و مدیران سینمایی دولت پیشین به وجود آمد. نام فیلمهایی که سوبسید دریافت کرده بودند منتشر شد و نشان داد که تقریباً همه فیلمهای بعد از انقلاب تحت تأثیر حمایتهای دولتی بودهاند.
نوری پرتو تاکید کرد: سینمای کشور از نظر کیفی مدتهاست در رکود به سر میبرد. مقصر این وضعیت نهتنها مدیران و تولیدکنندگان هستند، بلکه خود ما، به عنوان مخاطب نیز نقش داریم. در دورههایی به فیلمهایی که برآمده از سلیقههای مدیریتی بودند، اعتبار دادهایم و تاریخ قضاوت خواهد کرد که بسیاری از این فیلمها فراموش خواهند شد.
وی عنوان کرد: هیچکس حق ندارد جلوی کار کردن سینماگر را بگیرد و باید آزادی بیان در سینما رعایت شود. در این راستا به سینماگران اپوزیسیون نیز توصیه کردند که نگاهی به خاستگاه خود داشته باشند و درک کنند که بسیاری از آنها به دلیل شرایط و چارچوبهای مشخص در آن زمان، مجبور به فعالیت در آن قالبها بودند. باید بدون تعارف بپذیریم که در سال ۲۰۲۵ و در آستانه سال ۱۴۰۴ خورشیدی، دیگر جایی برای تعارفات نیست. سینما سینماست و این القاب در سینمای بعد از انقلاب چندان معنا ندارند.
نوری پرتو در پایان نشست با بیان اینکه برای بهبود وضعیت سینمای ایران، باید بهسمت خصوصیسازی سینما حرکت کنیم، توضیح داد: جریان اصلی تولید سینما معمولاً از سوبسیدهای دولتی بهرهمند است اما باید به پولهایی که خارج از نهادهای دولتی رد و بدل میشود، توجه کنیم. این یکی از بزرگترین معضلات سینمای ایران است: فیلمها باید بر اساس فروش خودشان متکی باشند. اگر بخواهیم سینمای خصوصی و صنعتی داشته باشیم، باید به دنبال ژانرهایی برویم که مخاطب را جذب کند. دولت به جای دخالت مستقیم در تولید سینما، باید بخش خصوصی را حمایت کند و از ورود پولهای مشکوک به این حوزه جلوگیری کند. همچنین، باید سینماگران را به سوی تولیداتی سوق دهیم که از تماشاگران واقعی و بدون حمایتهای دولتی بهرهمند شوند.