سریالی با شروعی جسورانه و پایانی کلیشهای؛ برگ برندههای «محفل» چیست؟

خبرگزاری مهر-گروه هنر-عطیه مؤذن؛ «هفت روز سیما» عنوان یک بسته خبری-تحلیلی است که در پایان هر هفته به بازخوانی متن و حاشیه اتفاقات خبری صدا و سیما و شبکه نمایش خانگی میپردازد. همچنین در این بسته، نیمنگاهی هم به شایعات و اخبار غیررسمی داریم و در تلاش هستیم در کوتاهترین زمان ممکن از مهمترین اخبار هفته در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی باخبر شوید.
امروز پنجشنبه ۷ فروردین میتوانید با شماره ۱۹۰ بسته خبری «هفت روز سیما» همراه شوید. این اولین شماره از این بسته در سال جدید است که به واسطه ایام ماه مبارک رمضان بیشتر آیتم ها هم با توجه به این ایام در نظر گرفته شده اند.
چهره ماه رمضان؛ عباس موزون
عباس موزون ۶ فصل است که پژوهش، تولید و اجرای برنامه «زندگی پس از زندگی» را بر عهده دارد. او مسیری را به صورت تخصصی شروع کرده است که در هر فصل سعی دارد همان ایده مرکزی خود یعنی افرادی را که تجربه های نزدیک به مرگ دارند به برنامه اش دعوت کرده و با آنها گفتگو کند. او در هر فصل گاه آیتم ها و تغییراتی را هم در برنامه ارائه می دهد و به عنوان نمونه سراغ کارشناسان ایرانی و خارجی می رود که گاه حضورشان کمرنگ و پررنگ می شود. البته خوب بود امسال بخش گفتگو با کارشناسان خارجی همچنان به صورت ویژه و به روال قبل پیگیری می شد.
با این حال اصل گفتگوهای برنامه روی همان سوژه های مورد نظر استوار است. یافتن این افراد و سنجش گفته ها و ادعاهایشان در وهله اول حتماً سختی ها و چالش های بسیاری دارد که موزون بارها روی این بخش تاکید کرده و از سنجه های مختلفی که برای صحت و سقم سخنان سوژه هایش به کار گرفته، حرف زده است.
علی رغم این تاکید او اما شاید با برخی سوژه ها بیشتر همراهی کنیم و با برخی کمتر، برخی را بیشتر باور کنیم و برخی را کمتر اما نکته اجرای موزون در دعوت از این افراد این است که فقط قرار است شنونده سخنانشان باشد و توصیفات آنچه را که تجربه کرده اند پیش روی مخاطب قرار دهد. او وارد تعریف و تمجید از مهمانانش نمی شود و حواسش هست که آنها را قدسی و آسمانی جلوه ندهد.
موزون حتی در برخی تجربه ها که سوژه ها جزییات مختلف و حتی عجیبی از تجربه خود بیان می کنند با سوالات متعدد در پایان برنامه از مقدس شدن افراد جلوگیری می کند. مثلاً از مهمان خود می پرسد آیا این تجربه باعث شده است که توانمندی ویژه ای داشته باشد؟ یا از آینده اطلاعاتی داشته باشد؟ آیا تجربه گر از عالم غیب اطلاعاتی دارد؟ با خداوند یا ائمه یا جن یا … از طریق وحی، الهام، اشاره، خواب، ظاهر شدن افراد ارتباط دارد؟ آیا می تواند انرژی درمانی کند؟ آیا می تواند درمان روحی یا جسمی داشته باشد؟ اینها و سوالاتی از این قبیل همه پرسش هایی است که موزون در برخی تجربه هایی که احساس می کند سوژه ممکن است محل رجوع مخاطب عام برای نوعی تقدس بخشی های کاذب قرار بگیرد، می پرسد. سوژه هم با پاسخ های صریح «خیر» از همین ابتدا تکلیف مخاطب را مشخص می کند و این تاکید مجری برنامه کاملاً آگاه بخش، حرفه ای و درست است.
اثر ویژه شبهای قدر؛ مرز
اهمیت شب های قدر در شب زنده داری و به جا آوردن مناسک و اعمال ویژه این شب ها گاه باعث شده است تلویزیون کمتر برنامه یا سریال ویژه ای برای این شب ها در نظر بگیرد و به همان سخنرانی ها و پخش دعای جوشن کبیر و دیگر مراسم این شب ها توجه کند. تلویزیون اگر برنامه یا سریال کمدی داشته باشد طبیعتاً پخش آن را قطع می کند اما کمتر پیش آمده است که سریال یا ویژه برنامه های سرگرم کننده و جذاب ویژه همین شب ها تدارک ببیند. تلویزیون امسال سریال «مرز» را برای این شب ها در نظر گرفت که سیدجمال سیدحاتمی کارگردانی آن را برعهده داشت و بازیگران مختلفی هم در آن حضور داشتند. مینی سریال «مرز» به طور ویژه نگاهی دینی و اخلاقی داشت و سوژه ای به روز با فضای اجتماعی جامعه این زمان. قصه درباره حبیب با بازی فرهاد قائمیان است که متولی یک امامزاده است و نزد مردم از جایگاه و احترام بالایی برخوردار است او اما به واسطه تصمیم دخترش با موقعیتی برای از دست دادن آبرویش مواجه شده است.
شاید موقعیت نمایشی این سریال و چالش فرد معتمد محل که حالا آبرو و اعتبارش زیر سوال می رود پیش از این هم به نوعی دیگر در برخی سریال ها تکرار شده است اما اینجا هم قصه جدیدی پیش روی مخاطب گشوده شد و هم در خلال قصه و دروغ و حقیقتی که در شخصیت ها نمایان می شود به نوعی آسیب شناسی اجتماعی با توجه به معضلات روز جامعه را شاهد بودیم. سریال «مرز» شروعی جسورانه هم داشت تا همان اول قلابش مخاطب را درگیر کند.
در ابتدای داستان زنی با شخصیتی مثبت را می بینیم که به نوعی از قهرمان معتمد و آبرودار داستان خواستگاری می کند، در ادامه با دختر فرد معتمد مواجه می شویم که سکه های طلای امامزاده را به سرقت می برد. دختر دانشجویی که بعداً می فهمیم چند ماه بدون اطلاع پدر از خوابگاه خارج شده و با پسری زندگی کرده است که حالا می خواهد با او به خارج از کشور فرار کند و … اینها همه اتفاقاتی است که در این سریال به دور از کلیشه های مجموعه های تلویزیونی رخ می دهد.
سریال هم شروع خوبی دارد هم در ادامه با کشش و اتفاقات و شخصیت پردازی های باورپذیر مخاطب را با خود همراه می کند. هرچند قسمت پایانی سریال کمی کلیشه و شعاری به پایان می رسد و پایان بندی همه روند پرکشش سریال را زیر سوال می برد اما در مجموع مینی سریال «مرز» با قصه ای درست و شخصیت هایی که به امروز جامعه نزدیک هستند خیلی بیشتر از دیگر سریال های رمضانی مخاطب را با خود همراه کرد.
بهترین برنامه رمضان؛ محفل
خیلی از برنامه های زمان افطار بعد از «ماه عسل» سعی کردند با دعوت از مهمان و قصه گویی برای مخاطب فرمول این برنامه را تکرار کنند و در نبود ماه عسل نسخه ای دیگر از آن باشند اما نه قصه گویی هایشان چندان مورد پسند قرار گرفت و نه به برند تبدیل شدند. تنها تشابه «محفل» با «ماه عسل» شاید در همین قصه هایی باشد که پیش روی مخاطب می گشاید. «محفل» در عین حال توانست به یک برنامه مستقل، برند و منحصر به فرد تبدیل شود چون هم فرم و هم محتوای طراحی شده ای داشت. ضمن اینکه تمرکز و محور اصلی خود را هم مشخص کرد و همه سوژه ها و مهمانان برنامه به نوعی با قرآن پیوند داشتند.
حضور کارشناسان قرآنی که به دور از تکلف های مرسوم دور یک میز جمع شده اند و درباره سوژه ها، قرائت شان و خاطرات و نکات مرتبط سخن می گویند نیز از دیگر ویژگی هایی است که به این ترکیب کمک کرد. همه این مولفه ها در کنار هم باعث شد «محفل» در همین سه فصل به برند ویژه برنامه های قرآنی تلویزیون تبدیل شود. برندی که حتماً باید بعد از این بیشتر مراقبش بود تا مبادا از جایگاه و اعتبار و حتی اطمینانی که مخاطب به آن دارد کاسته شود. به استناد ویوهای تلوبیون و دیگر نظرسنجی ها انتخاب اول مخاطب تلویزیون در ماه رمضان و در زمان افطار «محفل» بوده است و از تلاشی که عوامل و طراحان اتاق فکر برنامه برای سوژه ها و مهمانان ترتیب داده اند معلوم می شود این اول بودن چندان هم بی دلیل نیست و هر یک برگ برنده های این برنامه است.
بهترین سریال رمضان؛ ذهن زیبا
در میان سه سریال «ذهن زیبا»، «مرهم» و «بدل» شاید سریال «مرهم» به لحاظ محتوا و قصه نزدیکی بیشتری با این ماه داشت. بسیاری هم به سبک و سیاق سال هایی که کمدی هایی مثل کارهای عطاران پخش می شد شاید از «بدل» انتظار بیشتری داشتند با این حال سریال «ذهن زیبا» از کیفیت بالاتری نسبت به ۲ سریال دیگر رمضانی برخوردار بود. کیفیت بالاتر هم در ساختار و هم در موضوع سریال که برای اولین بار درباره یکی از نخبگان کشورمان که در حال حاضر زنده است و جزو نام های جهانی در رشته تخصصی خود قرار دارد، به چشم میخورد. البته خیلی بهتر بود این سریال در ماراتن آثار رمضانی و نوروزی قرار نمی گرفت و با فراغ بال بیشتری توسط مخاطب دیده می شد. با این حال «ذهن زیبا» می تواند مرجع خوبی برای شناخت پرفسور حسین بهاروند باشد که صرفاً بیوگرافی نیست و تلاش کرده قصه زندگی او را با جذابیت هایی همراه کند. شروع سریال شاید کمی دیر اتفاق می افتد و مخاطب دوست دارد هرچه زودتر به دوران معاصر برسد اما روایت گذشته این دانشمند هم خالی از لطف نیست.
نکته ویژه سریال شاید دانستن همین جزییات از زندگی دانشمندی است که مخاطب کمتر از او شنیده و اطلاعی دارد. محمدرضا خردمندان کارگردان سریال سعی کرده است در بخش هایی سختی های زندگی این شخصیت را به تصویر بکشد مثلاً در قسمت سیزدهم نشان دهد که چطور در جوانی به استرالیا سفر کرده است تا تنها در ۴۰ روز به آموزشی در حوزه سلول های بنیادی برسد. نکاتی که بیشتر آنها از زندگی واقعی خود بهاروند برگرفته شده است و حس غرور ملی را در مخاطب برانگیخته و توانمندی و نبوغ جهانی دانشمندان کشورمان را به او نشان می دهد.