«قرمز» موقعیتم را در سینما تغییر داد

۱۵:۴۳ – ۱۰ اسفند ۱۴۰۳
باشگاه خبرنگاران جوان – فریدون جیرانی، کارگردان سینما در گفتوگویی با موزه سینما همزمان با زادروز خود گفت: خاطرات سینمایی و فیلم دیدنهای من به یک شهرستان کوچک که دارای پنج خیابان و دو سینما به نامهای «فردوسی» و «مولن روژ» است بازمیگردد. یادم میآید هر ماه با پدرم از تربت حیدریه به مشهد میرفتیم و چند روزی در این شهر سپری میشد.
«گنج قارون» را در مشهد دیدم
وی با بیان اینکه همراه پدرش برای تماشای «گنج قارون» به مشهد رفته بود و این فیلم را در سینما کریستال دیده بود، ادامه داد: در واقع پدرم را وادار میکردم برای تماشای فیلمهای مهم به مشهد برویم. ناگفته نماند که حرکت در مسیر تربت حیدریه به سمت مشهد برای من لذت فراوانی داشت. در ابتدا مسیر حرکت اتوبوسها به گونهای بود که از مقابل سر در سینماها عبور میکردیم و این موضوع برایم جذابیت زیادی داشت، اما بعدها مسیر حرکت دچار تغییر شد و این موضوع از جمله خاطرات تلخ من از آن دوران است.
جیرانی خاطرنشان کرد: تابستان سال ۱۳۴۸ به مشهد آمدم و دوستی من را به گروه تئاتری به نام «نیما» معرفی کرد که مرحوم فریدون صلاحی سرپرست آن بود و بدین ترتیب برای آموختن وارد کلاسهای آموزش تئاتر شدم. در آنجا داریوش ارجمند پس از فارغالتحصیلی به مشهد بازگشته بود و شروع به اجرای نمایشنامههایی در این شهر کرد و اولین نمایش او «چوب به دستهای ورزیل» نام داشت.
هیچ وقت به کارگردانی فکر نمیکردم
وی با بیان اینکه پیوندش با سینما با فیلم «آفتابنشینها» رقم خورد، بیان داشت: زمانی که فیلمنامه این فیلم را نوشتم به حبیب اسماعیلی و مهدی صباغزاده دادم تا بخوانند که در نهایت صباغ زاده کارگردانی آن را پذیرفت. در «آفتاب نشینها» دستیار کارگردان بودم. با اینکه برای کار دستیاری پیشنهادهای بسیاری داشتم، اما فقط در این فیلم و «سناتور» در چنین سمتی فعالیت کردم.
جیرانی با اشاره به اینکه هیچگاه به کارگردانی فکر نمیکرده است، گفت: بیشتر علاقه داشتم فیلمنامهنویس شوم و تمام تمرکزم معطوف به فیلمنامه بود. این مسیر از «آفتابنشینها» آغاز شد و در ادامه «پرونده» و «رهایی» را نوشتم و در همین زمان با بنیاعتماد آشنا شدم.
وی درباره همکاری خود با رخشان بنیاعتماد یادآور شد: بنیاعتماد در سال ۱۳۵۹ منشی صحنه سینما بود و در سال ۱۳۶۰ قرار شد تا به همراه یکدیگر فیلمنامهای بنویسیم. سال بعد او فیلمنامه را به تلویزیون ارائه داد که ساخت آن مورد موافقت قرار گرفت، اما در ادامه به نتیجه نرسید، در واقع خودمان دیگر علاقهای به ساخته شدن آن فیلم نداشتیم.
این کارگردان افزود: بعدها باز هم من و بنی اعتماد تصمیم به همکاری گرفتیم. او ایدهای درباره یک زن کارگر داشت و چیزی در حدود دو ماه و نیم درباره فیلمنامه آن فکر کردیم و به بحث و نظر پرداختیم، اما نتیجهای حاصل نشد. من دو سال پیش از آن، طرح فیلم «نرگس» را نوشته بودم که آن را برای بنیاعتماد تعریف کردم. او از این اثر بسیار استقبال کرد و در مدت یک ماه فیلمنامه نهایی را نوشتیم. بنیاعتماد شخصیت آفاق را به آن طرح اضافه کرد و فیلمنامه «نرگس» آماده شد.
وی افزود: بلافاصله پس از این فیلم، دو قرارداد جدید امضا کردم؛ زیرا فیلمنامه «نرگس» در جشنواره فیلم فجر آن سال بسیار مطرح شد و بسیاری از افراد مهم به من تبریک گفتند. بعد از آن فیلمنامهای با نام «عاشقم من» را نوشتم و آن را به مهدی فخیم زاده دادم. درواقع از اواسط سال ۱۳۷۶ به دنبال تکمیل این فیلمنامه بودیم که در پاییز متن کامل شد و فرآیند انتخاب بازیگر را پیگیری کردیم، اما نتیجهای در پی نداشت.
جیرانی با بیان اینکه بعد از کارگردانی «قرمز» موقعیتش در سینما دچار تغییر شد، بیان داشت: این فیلم در جشنواره و اکران عمومی بسیار موفق بود و به پرفروشترین فیلم سال ۱۳۷۸ تبدیل شد. پس از آن من توانستم «آب و آتش» را کارگردانی کنم و سال بعد از آن نیز «شام آخر» را مقابل دوربین بردم. به نظرم این سه فیلم باعث شدند تا جایگاه من در سینما تثبیت شود.
منبع: موزه سینما